تبليغاتX
چرا احمدی نژاد ؟
می شود و می توانیم

جرج بوش در مراسم افتتاح بنیاد بوش:

اصلاح‌طلبان در ایران خط مقدم امریکا هستند و امید آن‌ها به ماست/ همکاری سازگارا با بنیاد بوش

جرج بوش در مراسم افتتاح «بنياد بوش»، اصلاح طلبان را خط مقدم آمريكا خواند و گفت چشم اميد آنها به ماست.

به گزارش رجانیوز به نقل از کیهان، دانشگاه دالاس در ايالت تگزاس ديروز مهمان رئيس جمهور سابق آمريكا بود. «جرج بوش» كه براي افتتاح «بنياد بوش» به اين دانشگاه رفته بود، در يك سخنراني پرشور، اصلاح طلبان ايران را خط مقدم آمريكا خواند و افزود: آنها با چالش هاي فراواني روبرو هستند و چشم اميدشان به ماست.

بوش كه در زمان حكومت خود با راه اندازي دو جنگ (افغانستان و عراق) جان صدها هزار تن را گرفت، اعلام كرد: اصلاح طلبان و ناراضيان سياسي منتظر حمايت و رمق گرفتن هستند و به آنها وعده داد آمريكا از آزادي آنها در برابر ديكتاتورها پشتيباني خواهد كرد.

بوش به ديدارهاي خود و همسرش «لورا» با عناصر اپوزيسيون به نام آنچه او «فعالان دموكراسي»، «مدافعان آزادي مذاهب» و «خانواده زندانيان سياسي» مي خواند، اشاره و خط مشي و هدف بنياد جديدالتأسيس بوش را نيز در همين راستا عنوان كرد.

بوش در اين زمينه گفت: «آمريكا پشتيبان آزادي كه آنها به سختي و همزمان با تنگ شدن عرصه توسط ديكتاتورها به دست آورده اند خواهد بود. من و همسرم لورا در طول دوران رياست جمهوري ام با فعالان دموكراسي، مدافعان آزادي مذاهب و خانواده زندانيان سياسي ديدار كرديم. بنياد بوش به اين راه ادامه خواهد داد. من از تمام فعالان سياسي در سراسر جهان حمايت خواهم كرد.»

سخنان بوش نشان داد اين بنياد مدت ها پيش از اين مراسم كار خود را آغاز كرده است چرا كه وي از تماس و توافق با برخي چهره ها و احزاب سياسي اپوزيسيون در سراسر جهان خبر داد و در مورد ايران اختصاصاً از محسن سازگارا نام برد و گفت قرار است افرادي مانند سازگارا در تهيه بسته اي به نام «آزادي» به بنياد بوش كمك كنند.

وي در تشريح ماهيت «بسته آزادي» آن را شامل اسناد و تاريخچه مبارزات سياسي خواند كه به صورت ويديويي درخواهد آمد. بوش اضافه كرد اين بسته براي ناراضيان سياسي، مبلغان زيرزميني و زندانيان سياسي ارسال خواهد شد تا آنها را ياري كند و اين پيام را به گوش شان برساند كه آمريكا با شما همراه بوده و از شما حمايت خواهد كرد.

سخنراني بوش در حالي انجام مي شد كه تصويري از چند دختر ايراني به همراه واژه «آزادي» در پشت سر وي خودنمايي مي كرد.

البته اين نخستين بار نيست كه بوش به صراحت از اصلاح طلبان حمايت مي كند. اولين حمايت بي پرده او از اپوزيسيون جمهوري اسلامي ايران به 12 جولاي 2001 برمي گردد كه در بيانيه اي رسمي اعلام شده بود.

مورد بعدي كه بسيار جنجال آميز هم شد به سخنراني بوش در 5 ژانويه 2008 برمي گردد. او كه در تدارك سفر به خاورميانه بود گفت: «صبح بخير، سه شنبه من سوار بر هواپيماي رياست جمهوري عازم سفري به خاورميانه هستم... در اين سفر با شركاي خود درباره نبرد عليه تروريست ها و تندروها مشورت خواهم كرد. آنها سپرشان را زمين نمي گذارند پس ما هم نبايد بگذاريم. اين تنها يك نبرد نظامي نيست، مذهبي هم هست! سپس آمريكا باز هم در اين منطقه حضور خواهد داشت. ما از دموكرات ها و اصلاح طلبان از بيرون و بغداد تا دمشق و تهران حمايت خواهيم كرد و در كنار آنها خواهيم ايستاد».

پس از اين نطق راديويي، رهبر انقلاب طي سخناني در جمع مردم قم به مناسبت 19 دي در واكنش به اين سخنان بوش اعلام كردند: «هم مردم و هم آن دسته اي كه رئيس جمهور آمريكا از آن اعلام حمايت كرده است بايد فكر كنند كه چرا آمريكا مي خواهد از آن دسته حمايت كند و از آن دسته چه نقصي داشته كه آمريكا را به فكر حمايت از آن انداخته است. حمايت آمريكا از هر كسي در ايران يك ننگ است. گروه ها و افراد سياسي علاوه بر متمايز كردن مرز خود با دشمن، بايد مرز خود را با مزدوران، نوكران و افرادي كه در خدمت دشمن هستند نيز مشخص كنند».

البته بوش حق دارد با چنين صراحتي از اصلاح طلبان حمايت كند. او يك بار دستاوردهاي شيرين همكاري با آنها را چشيده و از آن به عنوان «نتايج دلگرم كننده» ياد مي كند. آذرماه سال گذشته بوش در موسسه بروكينگز با حسرت گفته بود: «ايران هسته اي را تحمل نخواهيم كرد. ما قبل از آنكه احمدي نژاد بر سر كار بيايد، داشتيم به نتايج دلگرم كننده اي در خصوص موضوع هسته اي ايران مي رسيديم، چون آنها با توقف غني سازي موافقت كرده بودند. متاسفانه پس از انتخابات رئيس جمهور احمدي نژاد، ايران مسير برعكسي را برگزيد و اعلام كرد بار ديگر به غني سازي دست مي زند».

نوشته شده توسط  در ساعت 22 | لینک  | 

از انفعال در سعدآباد تا اقتدار در ژنو

 قاسم روانبخش-دبیر سیاسی پرتو

مذاكرات ايران و 1+5 در ژنو در مقايسه با مذاكرات هستهاي دولت اصلاحات با سه كشوراروپايي از جهات مختلفي قابل نقد و بررسي است.
روحيه حاكم بر دولت مدعي اصلاحات، روحيه انفعال و ترس و تحير بود و دشمن نيز آن را به خوبي ميشناخت؛ از اين رو همواره قبل و در حين مذاكرات با هيئت ايراني از زبان تهديد سخن ميگفت. اين سياست كه بوش از آن به سياست هويج و چماق تعبير مي‌كرد، بر آن بود تا ا زطريق تهديد نظامي و تحريم همه جانبه ايران را در مذاكرات به پذيرش هويج يا آبنبات متقاعد سازد.بر اين اساس هر گاه كه به زمان مذاكرات نزديك ميشديم بر شدت تهديدات آمريكا و اتحاديه اروپا افزوده ميشد. در حين مذاكرات نيز تيم ايراني را به اجراي تهديدات در صورت شكست مذاكرات تهديد ميكردند. به عنوان نمونه، بنا بر اعتراف جك استراو وزيرخارجه وقت انگليس د رمذاكرات سعد آباد با مشتي كه بر روي ميز كوبيد و تهديدات قبلي را تكرار كرد فضا به نفع اروپاييها تغيير كرد و تيم ايراني همه چيز را واگذار كرد به طوري كه ديگر حاضر نشدند امتياز چند دانه سانتريفيوژ تحقيقاتي نيز به ايران بدهند. فضاي رعب و وحشت آن چنان بر مذاكرات سايه افكنده بود كه قدرت مقاومت و ايستادگي را در برابر زياده خواهي هاي غربي ها گرفته بود ودايما هيات ايراني از اين ميترسيد كه كشورهاي اروپايي مذاكرات را ترك كرده، به فاز نظامي روي آورند. اين فضاي تهديد كاذب متاسفانه توسط تيم به مسوولان نظام در دولت و مجلس نيز منتقل ميشد و بر تصميمات آن ها نيز تاثير گزار بود. جالب اين كه اين افراد سعي ميكردند به كمك دوستان مرعوبشان در مجلس ششم و دولت ،رهبري نظام را نيز مرعوب كنند و به پذيرش خواست دشمن وادار نمايند!! نمايندگان مجلس ششم در نامه 127 نفره به مقام معظم رهبري مبني بر ضرورت سازش در برابر آمريكا از معظم له خواستند در برابر زياده خواهي هاي دشمن تسليم شوند در بخشي از نامه ننگين آن ها به مقام معظم رهبري آمده است: «شايد در صفحات تاريخ پرفراز و نشيب معاصر ايران هيچ زماني را به حساسيت امروز نتوان يافت، تنها با تسامح مي‌توان وضعيت ايران را در زمان اشغال در جنگ جهاني دوم و يا پيش از پذيرش قطعنامه 598 با وضع كنوني قابل مقايسه دانست كه در اولي با قطع هرگونه اميد در داخل،‌ عامل خارجي سرنوشت كشور را رقم زد و در برهه دوم، دور انديشي و اراده و تدبير حضرت امام خميني و اتكاي به مردم كشور را نجات داد اما شايد دوره كنوني از اين لحاظ بي مانند باشد كه شكاف‌هاي سياسي و اجتماعي با تهديد خارجي و برنامه آشكار دولت ايالا‌ت متحده آمريكا به عنوان قدرتي كه در برابر خود مانعي نمي‌بيند، براي تغيير نقشه ژئوپولتيك منطقه هم‌زمان شده و نظام ناچار به كنش و واكنش در برابر اين برنامه است...» القاكنندگان نااميدي و ترس در دل مردم، در ادامه نوشته‌اند: «اگر جام زهري بايد نوشيد، قبل از آن‌كه كيان نظام و مهم‌تر از آن استقلا‌ل و تماميت ارضي كشور در مخاطره قرار گيرد بايد نوشيده شود و بي‌ترديد اين برخورد خردمندانه و متواضعانه از سوي ملت با همان پاداشي مواجه مي‌شود كه امام عزيز راحل روبه‌رو شد. اين اقدام؛ نشانه تدبير، دورانديشي، مصلحت‌جويي و خيرخواهي و توفيق الهي است.» (حيات نو، به نقل از كتاب وسوسه شيطاني)
مقام معظم رهبري در باره خطر اين نوع تفكر براي كشور در جمع دانشجويان علم وصنعت فرمودند: «درمقابل دشمن اگر مسوولين كشور احساس رعب و خوف بكنند، بر سر ملت بلاهاي بزرگ خواهد آمد. آن ملت هائي كه ذليل و مقهور دست دشمن شدند، عمده‌ علت اين بود كه مسوولان - پيشروان قافله‌ ملت - شجاعت و اعتماد به نفس لازم را نداشتند. گاهي در بين آحاد مردم عناصر مومن، فعال، فداكار، آماده‌ به جانبازي هستند، منتها مسوولين و روسا وقتي خودشان اين آمادگي را ندارند، نيروهاي آن‌ها هم از بين مي‌رود و اين ظرفيت هم نابود مي‌شود. آن روزي كه شهر اصفهان در دوره‌ شاه سلطان حسين مورد غارت قرار گرفت و مردم قتل عام شدند و حكومت باعظمت صفوي نابود شد، خيلي از افراد غيور بودند كه حاضر بودند مبارزه و مقاومت كنند؛ اما شاه سلطان حسين ضعيف بود. اگر جمهوري اسلامي دچار شاه سلطان حسين‌ها بشود، دچار مديران و مسوولاني بشود كه جرات و جسارت ندارند؛ در خود احساس قدرت نمي‌كنند، در مردم خودشان احساس توانائي و قدرت نمي كنند، كار جمهوري اسلامي تمام خواهد بود.» معظم له در آخرين ديدار خود با نمايندگان مرعوب مجلس ششم در پاسخ به نامه موهن آن ها نسبت به مرعوب شدن در برابر دشمن هشدار دادند و فرمودند انساني كه مرعوب ميشود نمي تواند تصميم بگيرد. مرعوب شدن و عقب نشيني در برابر دشمن حد يقف ندارد. حد يقف آن تسليم در برابر دشمن و عقب نشيني از مواضع انقلاب و پذيرش عامل مستقيم دشمن بر عرصه حاكميت كشوراست.
ولي امروز در مذاكرات ژنو اقتدار نظام اسلامي را همه احساس ميكنند؛ از يك سو سايت هسته اي ايران در نطنز با تمام قدرت به صورت تمام وقت فعاليت ميكند بنابر اين مذاكره، وقت كشي براي ما نيست هرچه مذاكرات ادامه يابد متضرر نمي شويم. در حالي كه در گذشته ادامه مذاكرات به ضرر ملت ايران تمام ميشد چرا كه تاسيسات ما همه مهر و موم شده بود و دشمن بر طولاني شدن مذاكرات تاكيد ميورزيد. از سوي ديگر در مذاكرات پيشين اين پيشنهادات اروپايي ها بود كه محور مذاكرات قرار ميگرفت ولي اكنون اين جمهوري اسلامي است كه با بسته پيشنهادي خود محور مذاكرات را تعيين ميكند.در گذشته اگر اين اروپايي ها بودند كه با زدن مشت محكم روي ميز،‌ ايران را تهديد به ترك مذاكره ميكردند و اين ايران بود كه همواره به آن ها خواهش و التماس ميكرد اكنون ايران است كه در برابر 1+5 مشت هاي خودرا گره كرده و آن ها را تهديد به ترك مذاكره ميكند. قبلا اين آمريكا و اروپا بود كه در آستانه مذاكرات از زبان تهديد سخن ميگفت و د ركنار تهديد به چماق،‌ هويج نشان ميداد، ولي امروز اين ايران است كه در آستانه مذاكرات رزمايش موشكي با برد بيش از 2000 كيلومتر برگزار ميكند و از سوي ديگر رسما از آماده سازي سايت ديگري به نام سايت «فردو» سخن به ميان ميآورد. و جالب تر از همه اين كه در بسته پيشنهادي سخني از موضوع هسته اي نيست زيرا ايران بحث هسته اي را در چارچوب» ان، پي، تي» پايان يافته تلقي ميكند. وعلاوه بر آن خواهان مذاكره براي خريد اورانيوم با غناي 20درصد براي داروسازي ميشود كه مورد قبول طرف هاي مذاكره كننده قرار ميگيرد. موفقيت ايران در موضوع هستهاي نشان ميدهد كه مديريت سياست خارجي با پيروي از فردي حكيم و مدبر (مقام معظم رهبري) كه همه قوا را ازمقننه و مجريه گرفته تا نيروهاي مسلح در يك جهت هماهنگ مي‌كند، با موفقيت به‌پيش مي‌رود. اين مطلب به اندازه اي روشن است كه پوتين در سفر به تهران رسما اعلام ميكند تا اين حكيم در تهران نشسته باشد هيچ قدرتي نميتواند ايران را به زانو در آورد. ولي به هرحال نبايد در اين ميان از نقش دولت نهم و دهم و شجاعت شخص دكتر احمدي نژاد غافل بود، چرا كه اگر فرماندهان رده پايين اطاعت پذير نبودند، فرمايشات آقا به صورت معمول و روان عملي نمي‌شد.
نتيجه: 1) در موضوع هستهاي پرونده ايران مختومه شد.
2) سايه تهديد براي هميشه از سر ملت ايران برداشته شد.
3) ايران از نظر قدرت در كنار كشورهاي 1+5 قرار گرفت و به قدرت اول منطقه تبديل شد.4) اقتدار سياسي و نظامي و علمي ايران به نمايش گذاشته شد و كشورهاي 1+ 5 با اين مذاكرات عملا آن را به رسميت شناختند 5) پيام اين مذاكرات اين بود كه كشورهاي جهان سومي كه در سايه سياست هاي استعماري عقب مانده نگه داشته شده اند ميتوانند با الگو گرفتن از انقلاب اسلامي، كشور خود را از شر استعمار برهانند و به استقلال همه جانبه دست يابند. 6) اگر دولت ها و مسوولان كشور ولايت پذير باشند نتايج شيريني براي كشور و مردم به بار خواهد آمد. چنان چه در امور داخلي از جمله فرهنگ، ولايت مداري خود را به منصه ظهور برسانند و منويات معظم له را عملي سازند يقينا نتايج شيرين تري براي كشور به ارمغان خواهد آمد.

نوشته شده توسط  در ساعت 22 | لینک  | 

کری‌خوانی بنزینی امریکا نتیجه توقف ساخت پالایشگاه در دولت خاتمی

گروه اقتصادی- «ساخت پالايشگاه از نظر من غير اقتصادي است. سرمايه گذاري بايد بازگشت داشته باشد. اين بايد مهمترين علت باشد نه صرف اينکه وارد نسازيم توليد کنيم. ما بايد زنجيره توليد و توزيع را با هم داشته باشيم که فاقد زنجيره توزيع هستيم و از اين رو توليد بنزين براي ما صرفه اقتصادي ندارد و همان بهتر که وارد کنيم اما به قيمت واقعي به فروش برسانيم تا دچار بحران نشويم. از نظر قانوني نيز مجلس هفتم زماني اجازه ساخت و تاسيس پالايشگاه را دارد که حتماً توجيه اقتصادي داشته باشد هم وزير و شوراي اقتصاد تاييد کند که با اين قيمت داخلي اصلاً توجيه نداشت. تنها در اين چند سال اخير به دليل افزايش قيمت نفت و فرآورده ها، اقتصاد پالايشگاه ها وضعيت مطلوب تر پيدا کرد که البته باز هم در ايران ساخت پالايشگاه اقتصادي نيست.»

این همه‌ی استدلال‌های فردی است که به‌عنوان باسابقه‌ترین وزیر پس از انقلاب نام گرفته برای متوقف کردن طرح ساخت پالایشگاه‌های جدید از سال 77 تا سال 84 و پایان دولت خاتمی در کشور.

بیژن نامدار زنگنه، بیش از 2 سال قبل یعنی 31 شهریور 86 در گفت‌وگو با روزنامه اعتماد و در پاسخ به این سؤال که "آقاي مهندس چرا وزارت شما توليد بنزين و ساخت پالايشگاه را جدي نگرفت؟"، اظهارات فوق را بیان کرد.

زنگنه در حالی ساخت پالایشگاه برای ایران را مقرون به صرفه اقتصادی نمی‌دانست و بر همین اساس، یکی از زیربنایی‌ترین و استراتژیک‌ترین طرح‌های کشور را به تعطیلی کشاند که در حال حاضر و با عبور غرب از تهدیدهای غیرعملی مانند حمله نظامی و قطعی شدن عدم عقب‌نشینی ایران در مسئله هسته‌ای، طرح تحریم بنزین ایران به‌عنوان جدی‌ترین گزینه پس از تصويب سنا و کنگره امريکا، بر روی میز رئیس‌جمهور امریکا قرار گرفته است.

در عین حال، اگرچه کارشناسان و مدیران نفتی ایران از آماده بودن طرح خودکفایی 48 ساعته بنزین خبر می‌دهند و حتی طی روزهای اخیر از اجرای آزمایشی این طرح ظرف هفته آینده خبر داده شده است اما به‌دلیل اینکه در اثر اجرای این طرح، طرح‌های پتروشیمی کندتر می‌شوند، مهم‌ترین دستور کار فعلی وزارت نفت، افزایش ظرفیت پالایشگاه‌های موجود است، به‌طوری که در این خصوص، پالایشگاه‌های اراک، بندرعباس و اصفهان در این زمینه فعال شده‌اند.

اما در شرایط فعلی گویا زنگنه علاقه‌ای به اظهارنظر درخصوص اهمال خود در ساخت پالایشگاه‌های جدید با توجه به اینکه تهدیدها علیه جمهوری اسلامی مورد تازه و غیرقابل پیش‌بینی نبوده است، ندارد.

در این زمینه به‌نظر می‌رسد سازمان بازرسی کل کشور و دیوان محاسبات که تخلفات اداری دولت و کارکنان آن را برعهده دارند، باید با ورود به این مسئله نسبت به واکاوی علل اهمال تعمدی در توقف ساخت پالایشگاه‌هایی که در صورت ساخت آن‌ها، غرب درخصوص به‌کارگیری اهرم فشار انرژی علیه ایران از این ناحیه خلع سلاح بود، توضیح بخواهد.

منبع : رجانیوز

نوشته شده توسط  در ساعت 11 | لینک  | 

 

شاهکار وطن پرستان؛ جزییات رابطه ارگانیک ستاد موسوی با BBC فارسی!

 
 
خبرنامه دانشجویان ایران
 
 در پی کشف ستاد عملیات روانی و شایعه پراکنی میرحسین موسوی در یکی از برج های متعلق به یکی از آقازاده های معروف، نحوه ارتباط تشکیلاتی ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی با بی بی سی فارسی لو رفت.

 پس از کشف مکان اصلی ستاد جنگ و عملیات روانی میرحسین موسوی در برج 10 طبقه ای واقع در قیطریه، شواهد و اطلاعات بسیاری در مورد ارتباط تنگاتنگ تشکیلاتی ستاد موسوی با بی بی سی فارسی به دست آمد.

بر اساس این گزارش، در ستاد مستقر در این برج 10 طبقه که متعلق به "مهدی هاشمی رفسنجانی" آقازاده اکبر هاشمی رفسنجانی است، استودیوی ضبط برنامه های انتخاباتی کشف شد که متعلق به شبکه بی بی سی فارسی بوده و از این مکان برنامه های مکرر تلویزیونی برای پخش در این شبکه ضبط می شده است.

لازم به ذکر است، مدیریت ستاد عملیات روانی مذکور را "محسن امین زاده" از اعضای اصلی حزب مشارکت بر عهده داشته است.

ارتباط تشکیلاتی بی بی سی فارسی با ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی آنجا عمیق تر می شود که بدانیم سردبیری این شبکه تلویزیونی که با مصوبه مستقیم مجلس انگلیس آغاز به کار کرد را فردی به نام "علی اصغر رمضان پور" بر عهده دارد که وی معاون فرهنگی عطاءالله مهاجرانی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت خاتمی بود.

گفتنی است، اعضای حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب به عنوان احزاب دوقلوی حامی میرحسین موسوی در انتخابات در ایام پیش از آغاز تبلیغات انتخاباتی در جلسات محفلی خود با اشاره به قطعیت حمایت بی بی سی فارسی از کاندیدای متبوع خود، اذعان می کردند که با توجه به ذهنیت منفی ایرانیان نسبت به دولت انگلیس و رسانه دولتی بی بی سی، بایستی این حمایت به صورت غیرمستقیم و حرفه ای انجام شود، اما شکست قاطع این کاندیدا در انتخابات و رأی 25 میلیونی مردم به رقیب وی، موجب شد که رسانه مذکور با زیر پا نهادن اصول حرفه ای رسانه ای، به صورت مستقیم وارد گود شده و قسمتی از برنامه های پیش بینی شده اغتشاشگران و طرفداران انقلاب مخملی را رأسا به دوش بکشد که البته ناموفق ماند.
نوشته شده توسط مهدی در ساعت 6 | لینک  | 

 

کرامات دولت اصلاحات و کارگزاران


 اصلاحات در اصلاحات نیاز است !

 در طی سالیان اصلاحات کشور دائما درگیر با انواع توطئه ها ، تخطئه ها و کارهای سیاسی بوده و تنها کاری که نشده خدمت به مردم و رفع نمودن مشکلات اقتصادی کشور بوده .
اینهایی که در زیر خواهید دید مشتی از خروارها مشکلاتی بوده که توسط حضرات ایجاد شده است و نمی دانم چرا بعضی آلزایمر گرفته اند و بعضی با چه رویی و چه جسارتی حرفهایی را به زبان می رانند.


 

-  دوستان ابتدا باید توجه کنند که اگر هاشمی و خلف او سنگ اول سازندگی را بر معیار های عقلایی می گذاشتند نه حزب بازی ، وضعیت ما نه این گونه نبود و دیوار از پیش کج بنا شده نیاز به مرمت نداشت .

- درگیری های فراوان و زد و خورد ها در پارک ها و دانشگاه ها .

- حادثه کوی دانشگاه و افتضاحات بعدی آن . میلی به باز کردن پرونده مشتی اراذل ندارم ولی هنوز در مورد بی سیم های وزارت کشور خاتمی  که در دست کودتاچیان بود به مردم توضیح داده نشده است و اگر نبود تدابیر رهبری و هوشیاری مردم ،کشور ما به سرنوشت  گرجستان دچار شده بود...

- قتل های زنجیره ای که حادثه ای کم نظیر از تمامی جهات علی الخصوص نحوه برخورد با عاملین و بی آبرو کردن نظام و دستگاه اطلاعاتی کشور توسط خود مسئولین بود .

- درگیری های شورای شهر تهران .

- ماجرای مشکوک و تامل برانگیز ترور حجاریان .

- هجمه بی وقفه به اسلام ، ائمه اطهار ، امام خمینی ، رهبری ، شهدا ،سپاه ، شورای نگهبان و... .

- تخریب باورهای دینی و اعتقادی با شدیدترین بمباران تبلیغاتی با پول بیت المال و از جیب خودمان .

- ماجراهای غم انگیز مجلس ششم که تنها کاری که نکردند توجه به مردم بود .

- تحصن نمایندگان مجلس ششم که نقش اپوزوسیون در داخل را به خوبی ایفا نمودند .

- سرقت اسناد بکلی سری مملکت به راحتی و با حمایت دولت (فیلم قتل های زنجیره ای ، نامه سعید امامی در خصوص مطبوعات و...) و در اختیار دشمنان قرار دادن آنها برای بهره برداری تبلیغاتی .

- لو دادن تصمیمات شورای عالی امنیت ملی به نحوی که رادیوهای بیگانه شاید یک ساعت بعد از آنها اطلاع داشتند .

- استعفا و تهدید به استعفاء اکثر فرمانداران و استانداران در رابطه با تحصن نمایندگان .

- نامه نگاری به رهبری برای خوردن جام زهر(قبل از حمله آمریکا به عراق) .

- تشبیه محرومان به لشگر قابلمه به دست ها

- نامه خیلی محرمانه خاتمی به بوش که ما دست از حمایت لبنان و حماس و فلسطین و بی خیال شدن اترژی هسته ای به این شرط که به ما حمله نکنند . نامه دولت خاتمی به بوش در زمان حاکمیت دولت اصلاحات مخفی ماند ولی درسال 85 افشا شد. اخیراً هم باز ازسوی مشاور عالی بوش پدر و پسر تأیید شد، این نامه این قدر ذلیلانه و منفعلانه است که آدم را به یاد مواضع حکومت پهلوی و شاه سلطان حسین می اندازد! به بوش بگوییم که ما حاضریم حزب الله لبنان را خلع سلاح کنیم، آقای صادق خرازی سفیر سابق ایران در پاریس، عامل ارسال نامه ننگین 2003 به آمریکا ، روزنامه "وطن امروز" سندش را نیز درج کرد. گفتند ما که رفتیم این نامه را به بوش دادیم، بوش گفت چه کسی جرأت کرده چنین نامه گستاخانه‏ای را بنویسد؟ حزب الله لبنان را خلع سلاح کنیم، از حمایت فلسطین دست برداریم، در بحث عراق همکاری کنیم، هسته‏ای را هم هرچه شفاف تر کنیم تا ما را از لیست شرارت خارج کنند!

 - سفر رییس جمهور سابق به صورت سری به کنفرانس گروه بیلدربرگ(فراماسونری-صهیونیستی) در سال 1999و ارائه تز گفتگوی تمدنها و تصویب آن یک سال بعد 2000در سازمان ملل و نامگذاری سال 2001به این نام و در پی آن ارائه تز جنگ تمدن ها توسط ساموئل هانتینگتون در آمریکا .

- دست دادن رئیس جمهور سابق با زنان در ایتالیا که ابتدا تکذیب بعدا توجیه شد و سکوت مرگبار همه در خصوص بدیهی ترین چیز(حرام بودن) حتی علما و بی آبرو کردن شیعیان در بین مسلمین - شخصی که خود رو فرزند زهرا می داند و پاک بی عیب ؛ چگونه با زنان اجنبی دست میدهد ؛ آیا فرزند زهرا و علی این گونه است؟

- رییس جمهور سابق فرمودند: عطای قدرت را به لقایش بخشیدم ، نمیدانم چه شده دوباره هوس رییس جمهور شدن به سرشان زده است !

- خدمت به آمریکا و دشمنان نظام به خاطر نفوذ دادن سکولاریسیم در بدنه جامعه و دولت .

- سید بزرگوار! تو سید آنهایی هستی که امام حسین (ع) را خشونت طلب خواندند وگرنه ملت آنقدر هم ساده نیستند که سه سال پیش را فراموش کنند .

- طرح شعار زنده باد مخالف من (فقط شعار نه عمل) و دفاع از آزادي بيان (البته به اين بهانه توهين هاي بزرگي در اين زمينه به مقدسات صورت گرفت كه خاتمي براي رفع آنها اقدام موثري نكرد) بزرگترين اقدامات چشمگير دولت اصلاحات بود كه در كنار همين ها افتضاحات شديدي رخ داد كه خاتمي نسبت به آنها كم توجهي مي كرد .

- اخیراً هم آقای خاتمی وقتی از آمدن یا نیامدنش سخن گفت، تأکید کرد که اگر بیاید، حتماً باید اصلاحات را تعریف کند. خب چیزی که بزرگان و سردمداران آن هنوز در تعریفش به یک معنای مشترک نرسیده اند، چه طور مدعی هستند که مردم دنبال آن بودند و امروز هم تشنه آن هستند؟!

- آقای ابطحی گفتند که اصلاحات یک "نه" بود به جریان حاکم، خب سئوال این است که جریان حاکم قبل از دوم خرداد چه کسانی بودند، دولت سازندگی و کارگزاران الآن در کدام جبهه هستند؟ اکثر وزرای آقای خاتمی از چه طیفی و کسانی بودند؟ همین الآن هم آقای هاشمی معتقد است که متولی دوم خرداد ایشان بوده. پس این "نه" در دوم خرداد به چه بوده، به چه کسی بوده؟

- در روزنامه های اصلاح طلب مردم را دلفین نامیدند که بالا و پایین می پرند!

- در یکی از گزارش های سازمان بازرسی کل کشور آمده است که در زمان ریاست جمهوری خاتمی "چندین" میلیارد دلار برداشت اضافه از حساب ذخیره ارزی شده و آن هم "بدون اجازه مجلس" بوده است. این در حالی است که در دوره اخیر بیشترین برداشت از این حساب با "اجازه مجلس" بوده است. یعنی مواردی جزیی داریم که با تفسیر هزینه ای برداشت شده و آنهم با ذهنیتی که جزء اختیاراتش بوده اتفاق افتاده است، البته عدد بزرگی نبوده است.

- در دوران اصلاحات وقتی حرف از وضعیت اقتصادی میشد،مسئولین دولتی از تمام ترفندها برای منحرف کردن اذهان عمومی از این موضوع استفاده میکردند.حتی یکی از مسئولین بی شرمی را به جایی رساند که بصورت علنی به شعور اجتماعی مردم توهین کرد وگفت:"اگر ما مرگ موش هم بدهیم،مردم برای گرفتن آن صف می بندند." حال همینان دم از مشکلات اقتصادی دولت نهم میزنند. از طرفی همه ی ما کم و بیش از پروسه های تدوین شده در دوران اصلاحات برای براندازی نرم نظام مقدس جمهوری اسلامی خبر داریم و امروز چهره ی جدیدی از امثال آقای خاتمی می بینیم که خود را پیرو مکتب خمینی کبیر(ره)میدانند. اینها همان مصداق شاه سلطان حسین ها هستند که مقام معظم رهبری در سخنرانی اخیرشان به ما از سردمداری آنان هشدار دادند.

- متاسفانه ویژگی شخصیتی آقای خاتمی به شکلی است که همه را دور خودش جمع می کند و زمینه اعتماد دشمن را فراهم می کند.

- مگر ما یادمان رفته که همین اصلاح طلبان محترم مثل سازمان مجاهدین بیانیه دادند در حمایت از طالبان!

- چرا بوش از اصلاح طلبان حمایت می کند؟ چرا بسیاری از آنها اعلام برائت نمی کنند از مواضعی که بوش و مثل بوش روی آن سرمایه گذاری کرده اند!

- خاتمی رییس جمهوری است که با افتخار علت پف آلود بودن چشمش و تاخیر در جلسه هیات دولت رو نگاه کردن فوتبال تا پاسی از شب می دونه ! (مراجعه به سایت ابطحی) .

- خاتمی کسی است که عملا نابودی دین در برابر آزادی را خواستار است (سخنان خاتمی در دانشگاه) .

- طرح طرد ولایت فقیه در زمان خاتمی مطرح شد. البته که طرفدارانش باید عکس امام رو پاره کنند (در دانشگاه تهران). مگر عکس رهبر عزیز رو آتش نزدند. مگر شهید و شهادت را به مسخره نگرفتند و کسی که امام آن را رهبر خود دانسته بود به کودکی دیوانه که عقل نداشته و جو گیر شده توصیف نکردند .

- تورم زمان خاتمی به گفته بانک مرکزی بیست و پنج درصد بوده .

- مبلغ 50000000000 دلار برداشت از صندوق ذخیره ارزی طی سالهای ریاست جمهوری خاتمی جارو کردن حساب ذخیره ارزی نیست؟

- کسانی که با دیدن چند صد نفر انسان که نصف انها هم مخالف هستند و در ضمن گزینش شده اند آنچنان خوشحال می شود که انگار تمام ایران انجا جمع است و در عین حال حضور چند صد هزار نفری مردم در استقبال از رییس جمهور را نمی بینید! انسانی که خوابست را می شود بیدار کرد اما کسی که خودش را به خواب زده هرگز.

- بمردم فشار اقتصادی و تحریم و کم پولی و سختی های موجود را تحمل می کنند اما خود فروشی و تر سویی و ذلت و دروغ گویی آشکار و از همه مهمتر توهین به امام امت و شهدا و دین و اسلام رو هرگز تحمل نمی کنند . و خوب می توانند فرق نوکر شجاع و کاری و شاه سلطان حسین های ترسو را از هم تشخیص دهند.

- خاتمی حرف زد و عمل کرد. بله درست است به حرف خود راجع به بی بند وباری های سیاسی و فرهنگی خیلی خوب عمل کرد همان چیزی که موافقان خاتمی دنبال آن بودند و هستند. اما آنها غافلند که: هر که با آل علی در افتاد ور افتاد.

- در دولت آقای خاتمی هر نه روز يک بحران بود (نقل از خود آقاي خاتمي) .

- دوستان خوب به یاد دارند که دولت خاتمی آنی نبود که انتظار داشتند بلکه شد آنچه که نباید می شد و تبدیل به دولتی شد بدتر از دولت سازندگی. دیگر آیا کسی پیدا می شود که بر گوشه گوشه دولت خاتمی نقد نداشته باشد؟ از کدام نقطه قوت دولت خاتمی حرف می زنید که اینگونه آزموده ایی را دوباره فرصت امتحان می دهید؟ جای تاسف و درد است برای کسانی که یا ندانسته دم از طرفداری خاتمی می زنند یا آگاهانه منتظر دوباره رسیدن خاتمی به دولت برای رهایی از قید های انسانی و اسلامی هستند.

- برای شما چه مهم است؟ دست برداشتن از امام و رهبری و شهدا و انقلاب و حمایت از مظلومین و به قدرت رسیدن سکولارهای روشنفکر؟ اگر در پی این هستید باید قاطعانه به محمد خاتمی رای دهید و اگر در پی حفظ ارزشهایمان هستید و برایتان شکم گرسنه کشاورز بیچاره مهم است پس حرفی از خاتمی نیاورید که وقتی کشاورز بدبخت ما شبش به سختی به صبح می رسید جناب خاتمی در برن سوییس مشغول شعر و فلسفه بود و تحقیر ملت بزرگی به نام ایران.

- دوستان اگر امام و رهبری ودین قبول ندارید، وصیت نامه کوروش کبیر را به شما پیشنهاد می کنم که بدانید آیا خاتمی با همه دین گریزیش آیا به گفته های کوروش توجهی کرده است که ملت را در سال 2003 به اجنبی های از خدا بی خبر نفروشد؟

- این بزرگوار جانش را نتوانست برای انقلاب (بدلیل ماموریت در آلمان) و در جنگ تحمیلی(اونم حتما دلیل دیگری داشته که اون دلیل هشت سال طول کشیده!) فدا کنه حالا بعد از سی سال بعد از انقلاب و دو دوره ریاست جمهوری می خواد این کار را انجام بده !

- دانشجویانی که با هزینه ملت مشغول به تحصیل دردانشگاه شده اند و به ملت، مسئولین و تاریخ کشور اهانت می کنند معمولا افراد بسیار بی اطلاع و هیجان زده ای هستند که تفکر سیاسی را با غوغا اشتباه گرفته اند و نمی دانند که با پاسخ دادن به تعدادی سئوال چهار جوابه و ورود به دانشگاه هیچکس ناگهان مصلح اجتماعی یا انقلابی تمام عیار نمی شود. این کارها از مسیر مطالعه، علم و وطن دوستی می گذرد و دلیل من اینست که از این افراد پس از فارغ التحصیلی جز خود به چیز دیگری می اندیشند(بجز تعداد بسیار اندک) و در پاسخ به گذشته پر حرارت خود با خنده می گویند "جوانی است و هزار اشتباه" دانشگاه باید مرز بین اعتقاد و اقدام ضد ملی را برای دانشجویان روشن کند. شما می بینید در غرب دانشگاه ها جای تصفیه حساب سیاسیون بدست دانشجویان نیست و کسی از این سلاح استفاده نمی کند چرا که دانشجو بجز حوانی و هیجان زمینه کار اجتماعی ندارد و هر گونه کارکشیدن از او سوءاستفاده تلقی می شود .دانشجو در حین تحصیل با بالا بردن سواد علمی، اجتماعی و سیاسی و در حین ورود به جامعه آماده کار از جمله کار سیاسی می شود تا مسئولیت کامل کار خود را بعهده داشته باشد نه اینکه شبه کودتای هجده تیر را تاجزاده و موسوی لاری و کوهی و سلیمانی و عباد و حجاریان و دارو دسته اطلاعاتی های اسبق با راهگشایی موسوی خویینی های رادیکال پیشین و توبه کرده بعدی طراحی کنند و بدست دانشجوی هیجان زده اجرا کنند و وقتی کودتا شکست خورد کنار بکشند تا دانشجو گرفتار شود و بعد برای دانشجوی گرفتار اشک تمساح بریزند.

- آقایان اصلاح طلب ! بالاخره ولی فقیه را قبول دارید یا ندارید؟ اگر قبول دارید، موضع ایشان نسبت به دولت نهم روشن است ؛ اگرقبول ندارید، پس حرف امام را هم قبول ندارید که می فرمایند پشتیبان ولی فقیه باشید. تکلیف خودتان را روشن کنید !

- آقای خاتمی هم در سال اولی که رئیس جمهور شدند، مسئله آقای کرباسچی که به وجود آمد، آقای کرباسچی متهم به اختلاس از شهرداری بود، قانون می گوید اگر کسی بیش از ده هزارتومان متهم به اختلاس شود، باید توبیخش کنند. ایشان نامه نوشتند که مقام معظم رهبری شما دستور بفرمایید، آزادش کنند.

-  بیست و هشت نفر از جمله، محمد خاتمی، عطاء الله مهاجرانی، موسوی خوئینی ها، سید عبدالواحد موسوی لاری، اسدالله بیات و لطیف صفری امضا کنندگان آن هستند که از دستگاه قضایی که چهل روزنامه و نشریه را در آن زمان بستند، تشکر و حمایت کرده اند. امضای ایشان پای این نامه است.

- در دولت آقای خاتمی، رجانیوز سی و پنج نفر اسم داد، یکی آقای مرتضی حاجی که مدارک دکترای تقلبی از دانشگاه هاوایی داشتند که اسناد آن را منتشر کرد. و وزارت علوم با فشار کیهان مجبور به ابطال مدارک شد.

- استانلی روم معاون امنیت ملی امریکا در سال1380 : «آنچه تا کنون همه تحرکات ما را برای براندازی جمهوری اسلامی با ناکامی مواجه کرده، اعتقاد مردم ایران به ولایت فقیه است. ولایت فقیه و میزان برد احکام آن برای ما و گنجینه های اطلاعاتی ما ناشناخته مانده! ما ناامید نیستیم، خوشبختانه احزاب و آدم های تازه نفسی در ایران در یک حرکت جمعی با ظرافت این خار را از چشم ما بیرون می کشند.»

- کساني که در دوره اصلاحات مي گفتند انديشه امام به موزه سپرده شده است،‌ خود به موزه تاريخ رفته اند و امروز دست و پا می زنند تا از موزه تاریخ خود را رها کنند. اندیشه امام امروز در بلندترين تريبون سیاسی دنیا یعنی سازمان ملل توسط رئيس جمهورمان تبيين مي شود .

- آقای خاتمی در جواب به دانشجویان معترض گفت : "می دهم، بیرونت کنند، آدم باشید!" در صورتی که همین برخورد، بلکه بدتر از آن با آقای احمدی نژاد شد ولی گفت من تحمل می کنم .

- شعار آزادی دادن، یک چیز است و عمل کردن به آن یک چیز دیگر است، خوب است اگر انسان شعار آزادی می دهد، از طرف دیگر برای مردم حرمت قائل باشد، از یک طرف می گفتند مردم، سالار هستند و از طرف دیگر می گفتند این ها لشکر قابلمه به دست هستند، اینها باید مرگ موش بخورند، وقتی مردم خرم آباد که مقابل سروش ایستادند، گفتند که نمی گذاریم که بیاید، سروش به آنها لقب آدمخوار داد!

- چرا بايد در زمان دولت آقاي خاتمي، هواپيمای چهل ميليارد توماني از سلطان برونئي خريداري و بیست ميليارد تومان هم صرف تشريفات آن شود؟ این سمت و سوی امام و خط امام بود؟! یا رئیس جمهوری که الآن خیلی ساده با مردم برخورد می کند و سر یک سفره با آنها می نشیند؟

- شش ميليارد دلار پولي را که به گفته آقاي انبارلويي که در زمان خاتمي به خزانه برنگشت ، چه شد ؟

- رفسنجان کاخ و فرودگاه ساختند و در اردکان بسياري ازامکانات را فراهم آورده اند، در حالي که در جيرفت و عنبرآباد مردم در کپر زندگي مي کردند؟!

- در قم چند تا طلبه را به خاطر چند تا سؤال به دویصد ضربه شلاق و دو سال زندان و... محکوم شدند.

- امام آقای منتظری را که در جایگاه قائم مقام رهبری قرار گرفته بود، عزل کرد و گفت این شیخ ساده لوح کمر مرا شکست ؛ ولی آقای محمدرضا خاتمی در دوره اصلاحات پایش را بوسید! که عکسش هم منتشر شده.

- آقای مهاجرانی که شخص رهبری فرمودند، من از ایشان راضی نیستم، چون همه سیاست هایش چه در فیلم و کتاب و موسیقی و... غالباً بر ضد اسلام بود، در حالی که مقام معظم رهبری فرمودند من از ایشان راضی نیستم، آقای خاتمی گفتند که اگر مهاجرانی استعفا دهد، من هم با وی استعفا می دهم. برخی از همان مراجع در این رابطه در تحصن شرکت کردند و ایشان به آن مراجع بی اعتنایی کرد.

- مراجع به مجلس ششم نامه نوشتند و گفتند آقای کروبی! این "کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان" تنها اصل اولش با نود حکم شرعی مخالف است، ولی مجلس ششم باز هم اعتنا نکرد و آن را تصویب کرد!

- کنفرانس برلین هنوز یادمان نرفت!

- کمرنگ کردن ارزش های انقلاب و هجمه به دستاورد های آن

- آقاي خاتمي 16 آذر 83 وقتي از سوي برخي عناصر تندرو در دانشگاه تهران مورد بي احترامي قرار گرفت، في المجلس فرياد برآورد كه «از درون اردوگاه اصلاحات صداي دشمن به گوش مي رسد» اما پس از 4 سال اكنون در ديدار جمعي از دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايي مي گويد «بهترين و يكي از لذت بخش ترين لحظه هاي زندگي من روز 16 آذر 83 بود كه تعدادي دانشجو اعتراض كردند و سخنان تند به زبان آوردند». سخن بر سر تحمل مخالف- در عين مرز داشتن با او- نيست بلكه بر سر اين است كه آن روز صداي دشمن پس از 7 سال معركه گرداني عوامل آن و صرفاً به خاطر تند شدن به شخص آقاي خاتمي شنيده و هشدار داده شد و امروز از همان «صداي نفوذ دشمن در اردوگاه اصلاحات» به عنوان لذت بخش ترين لحظه ها ياد مي شود و اينك تحريك كنندگان و سامان دهندگان اصلي افراطي گري مورد نظر آقاي خاتمي در جبهه اصلاحات، جزو ستاد اوليه اي شده اند كه قرار است ديگران را به راه آورد. وگرنه چند تا جوان ساده دل اغوا شده كه به خودي خود شأنيت و اهميتي ندارند.

- سهم خواهي و گروكشي يكي از بيماري هايي بود كه دولت خاتمي را از پاي درآورد. اكنون با گرد هم آمدن اكثريت قريب به اتفاق مؤتلفان سابق، بايد اين پرسش را پاسخ گفت كه سابقه داران سهم خواهي، آيا توبه كرده اند و براي رضاي خدا و خلق آستين بالا زده اند؟ آيا قرار است كشور به 12 سال قبل بازگردد و درجا زدن و عقبگرد را از نو شروع كند؟

- عدم مرزبندي با جريان هايي نظير گروهك نهضت آزادي .

- آقای هاشمی! پذيرفتن فساد مالي در پروژه‌هاي عظيم را جهت تسهيل روند اجرايي آن پروژه به عنوان يك راهكار مديريتي، رسمي دانستيد؟ آنجا شما بيان داشتيد:" وقتي كه ما يك سدي را مي‌سازيم و مثلا 10 ميليارد خرج مي‌كنيم ممكن است از قبل آن 500 ميليون هم اختلاس شود اما اين سد براي كشور مي‌ماند و هيچ كس نمي‌تواند از اين سد اختلاس و دزدي كند". حال آيا اين مولاي شما اميرالمومنين(ع) نبود كه به سبب اختلاسي در بيت‌المال مسلمين توسط كارگزار خود ابن هرمه مسئول نظارت مالي بر بازار اهواز وي را به شدت مجازات كرد؟ آيا اين سخن كارفرماي شما(ع) نبود كه فرمود:"هنگامي كه نامه مرا خواندي ابن‌هرمه را ... بركنار كرده و به مردم معرفي كن! به زندانش افكن! آبرويش را بريز! به همه بخش‌هاي تابع اهواز بنويس كه من چنين عقوبتي براي او معين كردم. مبادا در مجازات او غفلت و كوتاهي كني كه نزد خدا خوار مي‌شوي و من به زشت­ترين صورت ممكن بركنار خواهم كرد. ... شب‌ها زندانيان را براي هواخوري به فضاي باز بياور جز ابن هرمه!"

- دور بودن هاشمی رفسنجانی از فضاي دانشگاه بر كسي پوشيده نيست. عدم دسترسي دانشجويان به ایشان موجب گشته تا شبهات و مطالبات آنها از او  بي‌پاسخ بماند. نشاط فضاي دانشجويي ايجاب مي‌كند كه مطالبه‌اش تند و تيز باشد و سوالش پركنايه، آيا تفاوتي ميان هاشمي رفسنجاني و ساير خدمت‌گزاران نظام اسلامي وجود دارد كه سايرين در چنين فضاهايي نيز شركت كرده و پاسخ­گو هستند ولي هاشمی همواره از حضور در چنين شرايطي اجتناب مي‌كند؟

- آقای هاشمی چرا در دوران رياست جمهوري خود همواره شرايط كشور را در بهترين وضع ممكن مي‌دانستيد و امروزه تحليلتان از اوضاع كشور به گونه‌اي است كه آن را بحراني مي‌ناميد. حال آنكه مقايسه‌اي ساده بين شرايط كنوني كشور و آن دوره به خوبي مشخص مي‌كند.

- آقای خاتمی در نطقی در آستانه انتخابات ریاست جمهوری هشتم کلمه"مولاه" در " من کنت مولاه فعلی مولاه " را به معنی دوست گرفت تا از آرای اهل سنت بهره مند گردد.

- چرا بايد حزب كارگزاران كه در فضاي سياسي كشور به واسطه وابستگي‌اش به هاشمی شناخته مي‌شود، امروز به اذعان بزرگان آن حزب كه غالبا صاحب منصبان دولت شما نيز بوده‌اند به عنوان حزبي ليبرال معرفي شود. مگر امام امت(ره) نبود كه فرمود: "نگذاريد انقلاب به دست ليبرال‌ها بيفتد".

- چرا نسبت خود را با عدالت و توسعه عدالت‌محور تبيين نمي‌كند؟ چرا آقاي هاشمي نسبت خود را به طور شفاف با ليبرال دموكرات‌ها، مفسدين اقتصادي و يا حداقل با كسي كه از نظر دستگاه قضايي جمهوري اسلامي اتهام اقدام وي عليه امنيت ملي كشور به اثبات رسيده است مشخص نمي‌كند؟

- روز جمعه- 11 بهمن ماه 87 - آقای سیدمحمد خاتمی رئیس جمهور سابق طی سخنانی به مقایسه دوران اصلاحات و دوران کنونی پرداخته و گفت؛ «امروز وقتی دوران گذشته را با دوران کنونی مقایسه می کنیم از یک سو احساس سرافرازی می کنیم و از سوی دیگر دلمان برای کشور می سوزد»! ایشان درباره یکی از دستاوردهای دولت اصلاحات که باعث سرافرازی وی بوده است گفت «در گذشته کاری شد که همه دنیا گفتند منافقین تروریست هستند اما امروز چه کرده ایم و چه شده است که نام آنها از لیست تروریست درآمده است؟ جناب آقای خاتمی به خاطر دارید که حضرتعالی از ارائه طرح گفت وگوی تمدن ها به سازمان ملل با چه افتخاری یاد می کردید و آن را زمینه ساز صلح جهانی می دانستید؟ ولی در همان سال آمریکا و متحدانش به افغانستان حمله کردند و بعد به عراق و از ایران با عنوان «محور شرارت» یاد کردند! خب! جناب خاتمی آیا مطابق فرمول خودتان نمی خواهید به این سؤال پاسخ بدهید «چه کرده بودید و چه شده بود» که ایران را محور شرارت نامیدند؟ اتهام «محور شرارت» که میلیاردها برابر از خارج کردن منافقین بدبخت فلک زده از لیست تروریست ها اهانت آمیزتر است. نیست؟ راستی آقای خاتمی اگر فرمول خودتان را قبول دارید باید از شما پرسید چرا در قتل عام مردم مظلوم عراق شرکت فرمودید؟! حتماً می فرمائید حمله به عراق کار آمریکا بود، نه دولت اصلاحات، خب! پس چرا خارج کردن منافقین از لیست گروه های تروریستی را به عملکرد دولت نهم نسبت می دهید؟! جل الخالق!!

- جدیدترین آمار فاش کرد که 2350 شبهه عليه دين و انقلاب در دوران اصلاحات توسط دوم خردادي‌ها تولید شد. رئيس‌جمهور طبق سوگندي که مي‌خورد بايد پاسدار دين و انقلاب باشد؛ لذا نمي‌تواند در برابر مخالفان دين و نظام ساکت باشد. اما متاسفانه شاهدیم هنوز آقای خاتمی مرزبندی مشخصی با دشمنان اسلام و منافقین ندارد.

- آقای محمود كاشاني عضو هيات مديره كانون وكلاي استان تهران که خود مخالف دولت نهم محسوب میشود در حاشيه ميزگردي كه با حضور عباس سليمي نمين در همايش درآمدي بر كارنامه نظام جمهوري اسلامي ايران برگزار شد در جمع خبرنگاران گفت:  بیشترین تخلف از قانون اساسي در دوره خاتمي صورت گرفت. اين درحالي است كه من بارها از وي براي مناظره دعوت كرده ام كه وي پاسخ منفي داده است لذا دولتي كه حساب پس نميدهد را نبايد به عنوان دولتي مردم‌سالار ياد كرد.

- آيا تأسيس بنياد باران و برآورد حقوق مادام‌العمر براي ياران و اعوان سابق آقای خاتمی در جهت عدالت اجتماعي مي‌باشد؟

- در حالي رسانه‌هاي مخالف دولت بر شايعاتي همچون اخراج و بازنشستگي اساتيد تاکيد دارند که در دوران خاتمی بيش از 200 تن از اساتيد مذهبي دانشگاههاي کشور از جمله بسياري اساتيد دانشگاه تهران به ناحق اخراج شدند (به نقل از مصاحبه صادق زيباکلام) اساتيدي همچون دکتر نجفي، فتح‌الهي، نامدار و... در عرض 3 ماه بيش از 30 هزار نفر از مديران اجرايي کشور به جرم عدم همراهي با ستادهاي خاتمی برکنار شدند و دولت خاتمی حتي به آبدارچي و خادم مسجد نيز رحم نکرد !

- مصوبه هاي عجولانه در آخرين جلسات هيات وزيران دولت اصلاحات، در برخي موارد به مصوبه هايي براي تامين منافع اقتصادي برخي گروه هاي سياسي مبدل شد. دولت هشتم در آخرين جلسه هيات وزيران، و يک روز مانده به پايان کار اين دولت، طرحي را به تصويب رساند که  به پيشنهاد وزارت نفت و در همان روز به هيات وزيران واصل شده بود. اين طرح که از آن به عنوان طرح " اکتشاف گاز در منطقه حفاظت شده سراج" در ناحيه عسلويه ياد ميشود، در حالي با پيشنهاد وزارت نفت در تاريخ 11 مرداد 1384 به تصويب هيات وزيران رسيد که بر اساس آن دولت موظف شد پانزده هزار هکتار از اراضي بخشهايي از منطقه حفاظت شده سراج و نيز محدوده پيرامون آن را جهت اکتشاف گاز به وزارت نفت واگذار کند. اما شايد آنچه علاوه بر تصويب خارج از روال اين طرح در روز ارائه به هيات وزيران سوال برانگيز بود، بخش هاي پاياني مصوبه هيات وزيران دولت اصلاحات است. بر اين مبنا وزارت نفت  مکلف شد نسبت به تامين خسارت آسيب ديدگان از اجراي اين مصوبه نيز اقدام کند.
بر اساس همين مصوبه بود که پرداخت مبلغ 300 ميليارد تومان بابت خسارت وارد شده به يک شرکت پرورش ميگو که در منطقه حفاظت شده سراج مجوز فعاليت داشت در دستور کار وزارت نفت قرار گرفت.اما شرکت مذکور که اعضاي هيات مديره آن را افرادي چون آقايان "ک"، " ق" و " م" از سران يک حزب متنفذ سياسي با سابقه طولاني در فعاليت?هاي اقتصادي و نفتي تشکيل مي دهند، تنها چند ماه قبل و باز هم با تصويب هيات وزيران دولت اصلاحات توانسته بودند مجوز فعاليت در منطقه حفاظت شده سراج، براي پرورش ميگو را دريافت کند. بر همين مبنا هيات دولت سازمان حفاظت از محيط زيست را موظف کرده بود تا پنج هزار هکتار از اراضي منطقه سراج در ناحيه عسلويه را به اين شرکت براي امر پرورش ميگو واگذار کند.
اين در حالي است که هيات دولت هشتم تنها جند ماه بعد و در آخرين جلسه خود با تصويب طرحي که همان روز توسط وزارت نفت ارائه شده بود، زمينه دريافت خسارت 300 ميلياردي اين شرکت را بابت زمين هاي دولتي که چند ماه قبل باز هم توسط هيات وزيران به آن شرکت واگذار شده بود فراهم کرد.
هرچند دولت نهم در 12 ديماه 1385 بنا به پيشنهاد سازمان حفاظت محيط زيست و به استناد اصل يکصدو سي و هشتم قانون اساسي تصويب نامه مذکور را به طور کامل لغو کرده و از دستور کار وزارت نفت خارج کرد، اما مشخص نيست مصوبه هاي اختصاصي از اين دست، چه تعداد از مصوبات هيات دولت هشتم را در روزهاي پاياني به خود اختصاص داده است. اين در حالي است که بررسي هاي بعدي مشخص کرد نه تنها تصويب واگذاري پنج هزار هکتار زمين بابت پرورش ميگو يک اقدام غير منطقي است، بلکه منطقه مذکور ارزش سرمايه گذاري براي اکتشاف گاز را نيز نداشته است.

- آقای خاتمی در دوران ریاست بر نهاد اجرایی کشور پس از عزل خرم وزیر راه در اثر برخی ریخت پاشها وضعف در عملکرد توسط مجلس شورای اسلامی، او را به سمت مشاور خویش گماشت و همچنان او را موثر در تصمیم گیریها ابقا نمود. (آقای خرم در وزارت راه و ترابری در دولت اصلاحات از طرف مجلس شورای اسلامی استیضاح شد. از او به خاطر حادثه ی نیشابور و کشته شدن حدود 400 نفر در این سانحه و افتتاح فرودگاه امام خمینی که ناتمام بود و حول 1/3 الی 1/7 میلیارد تومان هزینه شد فقط درازای افتتاح، درکنار دیگر موارد او توسط مجلس عزل شد ، اما جای ارائه ی توضیحی درخور و مقتدرانه توسط خاتمی او مشاور رئیس جمهور شد.)

- آقای خاتمی از عناصر بی تقید و نا متعهد در زمره ی برخی مسئولین دولتش و جریان دوم خرداد در رنج و تحت فشار بود، حتی تا بعد از گذشت تقریبا 4 سال از دوران ریاست جمهوریش شاهد گوشه ای از جریانات ابراز شده ی او هستیم . اما بنقل از محمد مهدی امامی رئیس ستاد مردمی انتخابات آقای هاشمی رفسنجانی ، آقای خاتمی در جایی گفته بود : عبدی و حجاریان بهترین مشاوران من هستند، زیرا هرچه میگویند بر عکس آن را عمل میکنم. و در ادامه گفته است ضربه ای که این دو به من زدند هیچ کس نزد. (اینجا باز به نمونه ی دیگری از عدم تحکم کافی در آقای خاتمی ونداشتن دافعه ی لازم که ممکن است باعث بروز مشکلات در اداره ی بهتر مملکت و امنیت ملی شود میتوان اشاره نمود .)

- در مجموعه ی دولت توسعه ی سیاسی یا همان دوم خرداد امثال آقای رمضانزاده کم نبودند . این شخص که سخنگوی دولت وقت بود بعد از اتمام دوران یکه تازی در اقدامات ضد امنیتی در شهر های عمدتا سنی نشین از جمله در کردستان سعی در تحریک حس قومیت گرایی مردم و هراهی حداقل غیر مستقیم در شعارهای تجزیه طلبانه داشت.

- آقای مهاجرانی در تاریخ ۱۶/۱/۷۹ گفته بودند :نظریه غیرت دینی ویران کننده اندیشه و فرهنگ و تمدن است. کاری نداریم که ایشان برای همین ۶ تا زن گرفت که ثابت کندبه اندازه بال مگسی هم غیرت نداشت و بعد هم به انگلستان گریخت .
این شخص وزیر فرهنگ هم بوده و خود بخوان که با این طرز تفکر چه بلایی بر سر فرهنگ کشور آمده است.
البته یادمان نرفته که علما بعد از آن فجایع فرهنگی تحصن کردند و داد می زدند ((ننگ ما ننگ ما وزیر فرهنگ ما)) رهبری هم از عملکرد این وزارتخانه ابراز نارضایتی شدید کرد . استیضاح این مفسد در مجلس رای نیاورد. و در پایان خاتمی آب پاکی را بر روی دست همه ریخت: ((استعفای مهاجرانی به استعفای من بسته است و من کاملا با افکار او موافقم)). و این یعنی اوج مشکلات تفکر این جریان...

- حضور خاتمی در اجلاس بیلدربرگ و هم کاسه شدن با سران صهیونیست. عزیزان برای مستندات این خیانت به کتاب جالب شوالیه های ناتوی فرهنگی پیام فضلی نژاد مراجعه کنند.
البته خاتمی در مورد سفر اخیر خود به نژاد پرست ترین و صهیونیست ترین کشور دنیا یعنی استرالیا باید جوابگوی ملت ایران باشد. قوه قضاییه هم که  فقط برای عدالتخواهان و امثال طلبه سیرجانی همچون شیر غرنده می خروشد و برای هتاکان این چنینی به منافع ملت ایران همچون ... به لانه ی خود می خرامد!

- رابطه مستقیم با نهضت آزادی از روشن ترین انحرافات جریان دوم خرداد بود. مصاحبه اعضای نهضت آزادی در اواخر سال 1378 مبنی بر قانونی شدن فعالیت این گروهک توسط توسط عبدالله نوری و تاج زاده را که به خاطر دارید. دیدار چندی پیش سران نهضت آزادی در همایش نفت ، توسعه و دموکراسی نیز که اظهر من الشمس است .برای چه آمده بودند؟ حتما دستوراتی از آن سوی آبها داشتند و مطمئنا برای سیزده بدر نیامده بودند . ابراهیم یزدی در گنکره هفتم نهضت در سال 1363 می گوید:
«نهضت آزادی حاکمیت فعلی را قبول ندارد ...نهضت آزادی ایران معتقد است که باید حاکمیت فعلی ایران را از طریق قانونی و منطق و پارلمانی سرنگون کرد»
آیا ارتباط داشتن با چنینی عناصر منحوسی این دلیل برای ساقط کردن انقلاب نیست؟

- حمله به نهاد هایی مثل سپاه پاسداران، نیروی انتظامی ، وزارت اطلاعات و مهمترین ارگان مقابله کننده با براندازی و محافظ نظام یعنی بسیج : اوج حمله های ناجوانمردانه ی آنها را بعد از قتل های زنجیره ای شاهد بودیم که منجر به استعفای وزیر اطلاعات شد. حمله به بسیج هم که تمامی ندارد و نخواهد داشت و بیشترین حمله آنها به نهادی مثل بسیج است که هیچ نیروی لجستیکی ندارد وصد البته  این حملات هیچ سودی نداشت چون بسیجیان این جمله سردار شهید اصفهان را همیشه بر یاد داشتند:«حاشا که بسیجی میدان را خالی کند»

- تضعيف نيروهاي مسلح» در دولت اصلاحات نیز امری غیر قابل انکار است. بر مبناي مطالب مندرج در صفحه 352 كتاب «مباني نظري و مستندات برنامه چهارم توسعه» كه از سوي سازمان مديريت و برنامه ريزي دولت اصلاحات انتشار يافت، كاهش هزينه هاي نظامي ايران به ميزان 20 درصد، در دستور كار دولت اصلاحات قرار داشته است.
در اين سند آمده است: «مروري بر منابع قدرت ايران نشان مي دهد كه پس از انقلاب، ايران بيشتر به توسعه گرايش نظامي روي آورده است(!)» اين سند در ادامه با استدلالاتي عجيب! لزوم كاهش هزينه نظامي كشور را اينچنين اعلام كرده است: «به علت حضور آمريكا و به لحاظ تغيير استراتژي و تكنولوژي جنگي، ايران مي تواند با كاهش هزينه هاي نظامي به 20 درصد سطح فعلي، سطح امنيت وجودي خود را ارتقاء دهد(!).»
ضمناً بايد توجه نمود كه روند كاهش بودجه نيروهاي مسلح نسبت به بودجه عمومي كشور در سالهاي 80 تا 83، طي مكاتبات ستاد كل نيروهاي مسلح با دولت قبلي و مجلس ششم در اسناد كشور به ثبت رسيده است.

- خاتمی روز دوشنبه- 17 فروردین که برای شرکت در دومین اجلاس «ائتلاف تمدن ها» به ترکیه رفته بود، با «آندرسون فوگ راسموس» دبیرکل جدید ناتو و نخست وزیر سابق دانمارک و از حامیان کاریکاتورهای موهن علیه ساحت مقدس پیامبر اسلام(ص) دست داده و خوش و بش کرده بود. آقای سیدمحمد خاتمی اگرچه دیگر رئیس جمهور نیست و از کاندیداتوری برای ریاست جمهوری دهم نیز انصراف داده است ولی حضور 8 ساله ایشان در مسند ریاست جمهوری کشورمان، چه بخواهند و چه نخواهند بخشی از شخصیت حقوقی جناب خاتمی است که متعلق به شخص ایشان نیست، چرا که این جایگاه در چارچوب نظام اسلامی و با رأی مردم به دست آمده و به ایشان واگذار شده بود، بنابراین، می توان و باید این بخش از شخصیت حقوقی آقای خاتمی را امانتی دانست که از سوی نظام و مردم به ایشان داده شده است.

-دولت آقاي خاتمي در مقطعي با برداشت 130درصدي از حساب ركورد تخلف از قانون مازاد از حساب ذخيره ارزي را شكسته است كه هنوز هم اين ركورد ادامه دارد.

-  ضعف عملکرد دولت خاتمی و تعلل مسئولان مربوطه در بهره‌برداری هرچه سریعتر از میدان پارس جنوبی باعث شد کشور همسایه در این میدان به میزان قابل توجهی از ما جلوتر باشد .
با احتساب یک فاز دوران آقازاده، پس از ۸ سال تصدی وزارت نفت توسط کارگزاران جمعاً فقط پنج فاز میدان عملیاتی شده بود و بقیه فازها تا پیش از دولت نهم بلا تکلیف بودند این در حالی است که هم اکنون بعد از گذشت سه سال از فعالیت دولت آقای احمدی نژاد، ۷ فاز در حال اجرا، ۶ فاز در مرحله انتخاب پیمانکار، ۵ فاز در حال مناقصه و فازهای ۶،۷و۸ نیز افتتاح شده و فازهای ۹و۱۰ نیز در مرحله راه اندازی هستند.
این اقدامات جدای از میادینی همچون پارس شمالی و میادین تحت پوشش فلات قاره ، نفت مناطق مرکزی ایران و مناطق نفخیز جنوب هستند.

-  از دیگر نتایج عملکرد وزارت نفت در دولت اصلاحات، ضایع شدن منابع ملی، ایجاد زمینه برای حضور بی رویه شرکت‌‏های خارجی، حاکمیت شبه تکنوکرات‌‏های غیرمتعهد، زد و بندهای سیاسی، ظهور نسل جدیدی از دلال‌‏های نفتی و همچنین شیوع مفاسد اقتصادی است که نمونه های آن را درقرارداد شرکت استات اویل و کرسنت مشاهده نمودیم.
متاسفانه در اوایل کار دولت اصلاحات واحدهای بازرسی که نقش بسزایی در جلوگیری از فساد اقتصادی داشتند در سطح وزارت نفت برچیده شدند! اما در دولت نهم این واحدها مجدداً احیا گردیدند.

- در دولت هفتم و هشتم شاهد بکارگیری روش‌های غیر صیانتی در تولید از میادین نفتی بودیم که این مسئله هم در قالب قراردادهای بیع متقابل انجام شد و هم به دلیل عدم تزریق گاز لازم به میادین نفتی.
بخاطر عدم تزریق گاز مورد نیاز در مخازن نفتی کشور که عمدتاً در نیمه دوم عمر خود هستند حجم عظیمی از ذخائر نفت خام درجای این میدان ها دچار هرزروی شده اند که خسارت آنها میلیاردی است.
به عنوان مثال در زمان وزارت زنگنه، در مخزن بزرگ نفتی “پارسی “به دلیل رعایت نکردن نسبت تزریق به تولید پیشنهادی ، چاهها دچار گاز گرفتگی و نمک اضافی شدند و افت کیفیت نفت تولیدی و نهایتاً کاهش بازیافت ثانویه و آسیب رسیدن به مخزن را بدنبال داشته است. (نسبت تزریق گاز به تولید نفت ۲۵۰۰ فوت مکعب بر بشکه برنامه شده بود یعنی تزریق ۴۰۰ م.ف.م.ر گاز پیش بینی شده بود ولی به طور متوسط حدود ۱۵۰ م.ف.م.ر یعنی کمتر از ۵۰ درصد تزریق شد و در مواقعی حتی این تزریق قطع می شد).
در نتیجه ستون نفت از ۱۰۲۲ به ۳۵۰ متر و فشار از ۳۶۴۰ به ۲۴۰۰ پام کاهش یافت و سرانجام تنها در یک دوره به ازای ۱۵ میلیون نفت برداشت شده این مخزن حدود پنج میلیون بشکه آن بر اثر عدم تزریق گاز به هدر رفت.
البته وزارت نفت براساس قانون موظف بود تولید اینگونه میادین را متوقف یا کاهش دهد و بر اساس دبی تولید نفت متناسب با نسبت واقعی تزریق گاز در این مخزن عمل کند درحالی که متاسفانه در مواقعی تولید به دو برابر نیز افزایش یافت این در حالی است که برداشت غیر صیانتی از مخازن نفتی بر خلاف سیاست های کلی نظام در بخش نفت و گاز بود.
در مخزن ” کرنج ” نیز نسبت تزریق به تولید پیشنهادی در مطالعه میدان بر اساس فشار افزایی ۲۲۲۲ فوت مکعب بر بشکه محاسبه شده است که حدود ۴۰ درصد گاز مورد نیاز در مخزن تزریق شده بود. اختلاف میزان نفت استحصالی در روش تثبیت فشار و فشار افزایی طبق مطالعه صورت گرفته در حدود ۳۰۰ میلیون بشکه است که به دلیل عدم تحقق فشار افزایی حجم عظیمی از این میزان نفت از دست رفته است.
( میادین کرنج و پارسی با ۱۹ میلیارد بشکه نفت درجا از بزرگترین مخازن نفتی کشورمان هستند. ) در سایرمخازن نیز وضع بدتری حاکم بود.

- در دوران دولت خاتمی، تمامی سیاست‌‏گذاری‌‏های انجام شده در بخش بالادستی نفت به عنوان بخش زیربنایی و پایه‌‏ای صنعت نفت کشور دارای ایرادات جدی و اساسی بود که از جمله آن می‌‏توان سیاست‌‏های وزارتخانه را در طرح توسعه میادین نفتی با شیوه نکوهیده و مطرود بیع‌‏متقابل به‌‏ویژه برای تولید و استخراج نفت از میادین غیرمشترک و مستقل درون کشور، تغییرات نسنجیده و بدون کارشناسی ساختاری، تخریب و تحقیر سازمان‌‏های ملی تولیدکننده نفت، تضعیف شدید توانمندی‌‏های ملی و وادادگی در مقابل شرکت‌‏های چندملیتی غربی را نام برد.

- با توجه به قراردادهایی نظیر دارخوین ، سروش و نوروز ، کرسنت، درود و آزادگان سوالی مطرح است که آیا نفت در دوره اصلاحات در خدمت مردم بود یا در خدمت منافع شرکت های خارجی؟!
آیا اینگونه اقدامات و قراردادهایی نظیر ” کرسنت ” در زمان اصلاحات منجر به توسعه اقتصادی و سیاسی ملت ایران شدند؟!

- کسانیکه در همایش نفت و توسعه دغدغه سرنوشت نفت و دموکراسی را دارند باید توضیح دهند چرا قرارداد ۲۰۰ میلیون دلاری دارخوین را با شرکت “انی ” ایتالیا یک میلیارد دلار بستند و قرار داد ۵۰۰ میلیون دلاری سروش و نوروز را با ۵/۱ میلیارد دلار؟

- متاسفانه در ۸ سالی که وزارت نفت زیر نظر دولت خاتمی اداره می شد، مدیریت کلان این وزارتخانه بویژه شخص وزیر نفت با اعمال مدیریت آمرانه و ناکارآمد کردن کمیته‌‏های کارشناسی اعم از فنی، عملیاتی، مالی و نظارتی موجب تحمیل پروژه‌‏های سنگین ارزی و ریالی بدون پشتوانه فنی در کشور شدند که ضربات سهمگینی را به بخش بالادستی صنعت نفت وارد کرده که بخش عمده‌‏ای از آن براساس مدارک و اسناد موجود هم‌‏اکنون آشکار و قابل اثبات است و در یک کلام وزارت نفت در پایان دوره ۸ ساله اصلاحات در آستانه فروپاشی قرار داشت.

-  روش های پیشنهادی شرکت های سرمایه گذار نفتی باعث از دست رفتن حدود ۱۰میلیارد بشکه نفت از میدان های نفتی کشور شده است که با قیمت ۳۰دلار برای هر بشکه، نزدیک به ۳۰۰میلیارد دلار خسارت به مخازن نفتی وارد شده است!

- شاید تعجب آور باشد که علیرغم ایجاد بدهی های کلان برای کشور طی ۸ ساله اصلاحات ، اهداف تولید نفت و گاز در برنامه های دوم و سوم محقق نشد! نگاهی به ارقام تولید نفت ، گاز و پتروشیمی در سال ۸۳ گواه این مدعا است.

- در دوره اصلاحات حدود ۱۵۰ شرکت درون وزارت نفت ایجاد شد که منجر به افزایش نجومی هزینه ها و ناکارآمدی سیستم گردید. هم اکنون این تعداد شرکت ایجاد شده با صدها سمت زائد مدیریتی که بعضا“ بصورت موازی عمل می کنند بعنوان یک معضل برای وزارت نفت مطرح است.
آیا امروز که کارگزاران مجری سیاست های ۸ ساله دولت خاتمی خواستار آن هستند که نفت در خدمت مردم باشد ، توجیهی برای افزایش این دهها شرکت نفتی در بدنه وزارت نفت دارند؟ آیا با انتقال این شرکت ها از جنوب کشور به پایتخت چیزی عاید ایران شده است؟

- فروش نفت خام در بهترین حالت کمتر از یک سوم محصول فرآوری شده ارزش دارد و این اقداما خطا در اقتصاد کشور است.
متاسفانه کشور ما در این دوره ۸ ساله، همچنان تولید کننده و فروشنده مواد اولیه و وارد کننده محصولات کشورهای دیگر بود. در صورتی که می توانستیم با تکمیل چرخه تولید و فرآورش مواد هیدروکربوری مورد نیاز صنایع داخلی در کشور به صادر کننده محصولات با ارزش افزودة بالا تبدیل شویم .
عدم ساخت پالایشگاه برای تامین بنزین مورد نیاز به دلیل نداشتن برنامه ریزی مناسب موجب شد تا سالانه بیش از ۷-۶ میلیارد دلار برای واردات بنزین اختصاص یابد که خوشبختانه در دولت نهم با انجام سهمیه بندی و کنترل مصرف از افزایش این خسارت جلوگیری شد. (گفتنی است در سال ۷۶ یعنی سال آغاز دولت اصلاحات تنها ۲۰۰ میلیون دلار صرف واردات بنزین می شد).

- در دوران ۸ ساله تصدی کارگزاران در نفت تلاش زیادی برای ضعیف و عقب مانده نشان دادن دانش و تجارب کارشناسان کشور شد. با بزرگ نمایی مشکلات نفت و ناکارآمد جلوه دادن توانمندی های داخلی در آن مدت موجب استقراض ۷۰ میلیارد دلاری کشور شدند.
خوشبختانه امروز با درایت دولت نهم و همکاری مجلس هشتم و تلاش مدیران و کارکنان صنعت نفت افق های روشنی در مقابل این صنعت استراتژیک قرار دارد که تبدیل کشور به صادر کننده فرآورده های نفتی با احداث ۷ پالایشگاه جدید از جمله این دستاوردهای با برکت است.

- زد و بند با شرکت نفتی نروژی یا هلندی-انگلیسی به قیمت چند میلیون دلار رشوه ازجمله قراردادهای بیع متقابل.

-  فروش گاز ایران برای مدت 20 سال به قیمت 5/17دلار (14برابر زیر قیمت جهانی) به طرف اماراتی با رشوه های کلان برای دلالان دولتی و... .

- آقای عباسعلی نورا نماینده مجلس در دروره ی پنجم : وقتی تحقیق و تفحص درباره ی قراردادهای نفتی را شروع کردیم یکی از دوستان من در سازمان بازرسی (کل کشور) به من دلسوزانه گفت فلانی سراغ این قبیل پرونده ها نرو!! پورسانت - رشوه و هدایایی که در این قبیل زد و بندها می دهند لااقل چند میلیون دلار است و با این مبالغ هنگفت هم میتونند پول بدهند اوباش تو بستگانت را زیر چرخهای اتوموبیل ببرند و هم اینکه آدمها و روزنامه ها و گروههایی را بخرند! تو را ترور شخصیت کرده و از حیز انتفاع ساقط کنند.

- ارائه ی طرح لوایح دوقلو به مجلس برای اولا افزایش اختیارات رئیس جمهوری و دوم حذف نظارت استصوابی !! توسط مثلا محمد خاتمی بر خلاف قانون اساسی.

- حیف و میل ۷/۱ میلیارد تومان در موضوع افتتاح فرودگاه امام خمینی(ره) در وزارت راه دولت اصلاحات و نهایتا استیضاح وزیر مربوطه در اثر کم یا بی کفایتی در رخ دادن حادثه ی نیشابور و عزل او .
سپس در اقدامی شگفت آور خاتمی اقدام به تغییر سمت آقای خرم و تبدیل او به مشاور ریاست جمهور بعد از عزلش کرد!

- تعلیق سه ساله ی مراکز غنی سازی اورانیوم و پلمپ نیروگاههای نطنز و بوشهر سرافکندگی ملی و دولت در اثر وادادگی در برابر دول غربی در مذاکرات فرسایشی و زمان کش در مضوعات متفاوت از جمله مسئله ی هسته ای !! حقوق بشر و دموکراسی .

- عدم شجاعت و درایت کافی در تحویل گرفتن هواپیمای سفارشی و اسرافی دولت برای هیئت وزیران به قیمت 60 میلیون دلار در سفارش به فرانسه که طرف قرار داد از تحویل امتناع می کرد و سرانجام اقدام سریع و به دور از انفعال دولت احمدی نژاد در شکایت از فرانسه و تحویل گرفتن هواپیما و فروش آن .

- دادن مجوز چاپ کتابهای الحادی و مروج فساد ارتباطهای نامشروع و چاپ شدن آنها در درصد های قابل توجه توسط وزارت فرهنگ دولت اصلاحات به علاوه ی اکران فیلمهای تاسف بار مروج بی تقیدی و آزادی خواهی در روابط اجتماعی بی هیچ منع قانونی و سیاه نمایی وضعیت زندگی در ایران و ضربه به دین اعتقادات دینی و افراد با ظاهر مذهبی در سیمناها و فیلمهای منتشره ی دولت توسعه ی مدنی.

-  بروز تخلفات حجیم انتخاباتی در اثر کوتاهی ها در وزارت کشور به طوری که در یکی از حوزه های انتخابی کشور 30 هزار جلد شناسنامه ی تقلبی یافت شد!

-  در نهایت تعجب شاهد کم شدن بودجه ی وزارت دفاع در اوج تهدیدات داخلی و خارجی اوزیسیون و دولتهای غربی بودیم .

- در سمت معاونت پارلمانی از آقای محمد علی ابطحی استفاده شد. این شخص با لباس روحانیت که معمم به عمامه ی مشکیست کمترین هنر نمایی را در انجام وظایفش در کسوت معاونت پارلمانی رئیس جمهوری دارد ، برخی اوقات به عکس گرفتن با گوشی همراهش مشغول بود. گاهی اوقات به اظهار نظرهای دور از انتظار میپرداخت، بطوری که بعد گذشت چند سال از پایان عمر سیاسیش در دولت، اظهاراتی شاید بتوان گفت کوته فکرانه را از او شاهد هستیم . از جمله در مصاحبه ای که با سی ان ان داشت گفته بود : برنامه ی اصلاح طلبان پایان دادن به 3دهه خصومت بین واشنگتن و تهران است. در ادامه اظهار داشته که روی کار آمدن اوباما در آمریکا یک فرصت است، ایران از این فرصت باید برای تغییر استفاده کند طوری تبدیل به یک تهدید جدی نشود. ( او شاید توان توضیحی قانع کننده را ندارد که چرا اینگونه و تاسف انگیز از توجه به اعتقادی و دینی بودن عمق اختلافات ما با امریکا از مستکبرانه بودن و با نگاه آقا بودن بر دیگر ملل که ماهیت رفتاری قطب سرمایه داری غرب است که اسیر بحرانی خودساخته و ناخواسته شده است.)

- آقای خاتمی از عناصر بی تقید و نامتعهد در زمره ی برخی مسئولین دولتش و جریان دوم خرداد در رنج و تحت فشار بود، حتی تا بعد از گذشت تقریبا 4 سال از دوران ریاست جمهوریش شاهد گوشه ای از جریانات ابراز شده ی او هستیم .
اما بنقل از محمد مهدی امامی رئیس ستادمردمی انتخابات آقای هاشمی رفسنجانی ، آقای خاتمی در جایی گفته بود : عبدی و حجاریان بهترین مشاوران من هستند، زیرا هرچه میگویند بر عکس آن را عمل میکنم.  و در ادامه گفته است ضربه ای که این دو به من زدند هیچ کس نزد. (اینجا باز به نمونه ی دیگری از عدم تحکم کافی در آقای خاتمی و نداشتن دافعه ی لازم که ممکن است باعث بروز مشکلات در اداره ی بهتر مملکت و امنیت ملی شود میتوان اشاره نمود) .

- در مجموعه ی دولت توسعه ی سیاسی یا همان دوم خرداد امثال آقای رمضانزاده کم نبودند . این شخص که سخنگوی دولت وقت بود بعد از اتمام دوران یکه تازی در اقدامات ضد امنیتی در شهر های عمدتا سنی نشین از جمله در کردستان سعی در تحریک حس قومیت گرایی مردم و هراهی حداقل غیر مستقیم در شعارهای تجزیه طلبانه داشت.

- در سومین همایش موج سوم که توسط حامیان موسوی و خاتمی ترتیب داده شده بوده وقتی کلیپ ارتحال حضرت امام پخش میشه و خبر رحلت آن بزرگوار توسط گوینده خبر خونده میشه حاضرین در حضور خاتمی و میرحسین سوت و هورا میکشن و کف میزنن... این کلیپ مروری گذرا بر مبارزات تاریخی مردم ایران برای استقلال و آزادی بود .
آقای خاتمی که امتحان خودشان را قبلا به خوبی پس داده اند و انتظاری از ایشان نمیرود.
اما آیا ترک کردن جلسه ای که در آن به امام توهین میشود برای یاور امام(؟!) انتظار زیادی است ؟ +

- زماني که دکتر احمدي نژاد دولت را از آقاي خاتمي تحويل گرفت ، دولت 15ميليارد دلار بدهکاري داشت. اگر در دوران خاتمي در صندوق ذخيره ارزي پولي وجود داشت بدهکاري هاي آن نيز زياد بود.
دولت نهم 70 ميليارد دلار را به کارهاي عمراني اختصاص داده و 30 ميليارد دلار ديگر را نيز به صورت وام در اختيار صنعتگران قرار داد که بايد آن را بازگردانند.

- رشد هزینه های جاری یکی از شاخصهای مهم اقتصادی برای ارزیابی عملکرد دولتها در حجیم تر شدن است و در این خصوص دولت اصلاحات طی سالهای ۷۶ تا ۸۳ یکی از بدترین عملکردها را بین دولتها داشته است و دولتی که در سال ۷۶ توانسه بود تنها با ۴۴۰۰ میلیارد تومان دستگاه حجیم خود را بگرداند، در سال ۸۳ با ۴۰ هزار میلیارد تومان اداره شد و به این ترتیب دولت دوم خرداد دستگاه دولتی را به شدت به هزینه های جاری وابسته کرد.
بر اساس مستندات بانک مرکزی که توسط مقامات این بانک در دولت گذشته منتشر شده، هزینه های جاری دولت گذشته به طور متوسط هر سال دچار افزایش ۱۰۰ درصدی شده است و از ۴۴۰۰ میلیارد تومان در سال ۷۶ به ۳۹ هزار و ۴۷۰ میلیارد تومان در سال ۸۳ افزایش یافته است.
بنابراین گزارش، رکورد افزایش هزینه های جاری طی ۱۲ سال مورد بررسی در سال ۸۲ رقم خورد به گونه ای که هزینه جاری ۱۴ هزار و ۸۰۰ میلیارد تومانی دولت در سال ۸۱ به یکباره با ۹۹/۳ درصد افزایش به ۲۹ هزار و ۵۵۴ میلیارد تومان در سال ۸۲ رسیده است.
به گزراش فارس این در حالی است که دولت نهم علیرغم اینکه دستگاه دولتی به واسطه عملکرد چندین ساله دولتهای گذشته به هزینه های جاری وابسته شده بود و در سال ۸۴ رقم ۵۹ هزار و ۷۷۵ میلیارد تومان برای هزینه های جاری ثبت شد، توانست با مدیریت صحیح، هزینه های افسار گسیخته دستگاه دولتی را کنترل کند و در سال ۸۵ که در واقع اولین سال مدیریت کامل این دولت به واسطه تهیه اولین بودجه دولتی بود، هزینه های جاری را به ۴۱ هزار و ۵۷۸ میلیارد تومان در این سال کاهش دهد که تقریبا ” معادل هزینه های جاری سال ۸۳ است.
بر اساس مستندات بانک مرکزی، هزینه های جاری دولت در سال ۸۶ نیز کنترل شد و تنها با ۱/۳ درصد افزایش به ۴۲ هزار و ۱۳۳ میلیارد تومان رسید.
نکته اساسی اینکه، در سالهای ۸۵ و ۸۶ درآمد نفتی دولت نهم به شکل قابل توجهی افزایش یافت و دولت اگر می خواست روند رشد هزینه های جاری خود را مطابق دولت گذشته ادامه می داد، هزینه های جاری دولت از سالانه ۱۰۰ هزار میلیارد تومان نیز فراتر می رفت؛ ولی با سیاستهای کنترلی دولت و تاکید رئیس جمهوری بر صرفه جویی در هزینه های جاری این امر محقق نشد.
بر اساس این گزارش، در قانون بودجه سال ۸۷ کل کشور نیز مجلس ۶۲ هزار و ۱۱۶ هزار میلیارد تومان برای هزینه های جاری دولت مصوب کرد که طی ۹ ماهه سال ۸۷ حدود ۴۱ هزار میلیارد تومان از این مبلغ مصوب هزینه شد و پیش بینی می شود تا پایان سال ۸۷ مجموع هزینه های جاری دولت به حداکثر ۵۷ هزار میلیارد تومان برسد که با این حساب از رقم مصوب مجلس و همچنین میزان هزینه های جاری سال ۸۴ کمتر است.
این در حالی است که اگر هزینه های جاری دولت در سه ماهه آخر سال ۸۷ رقم ۱۸ هزار ملیارد تومان هم برآورد شود، هزینه های جاری دولت در این سال به رقم ۵۹ هزار میلیارد تومان سال ۸۴ می رسد و بنابراین رشد هزینه های جاری دولت در انتهای سال ۸۷ در مقایسه با آغاز به کار دولت نهم یعنی سال ۸۷ صفر می شود.

- ديوان محاسبات در گزارش تفريغ بودجه سال 1383 مي‌گويد كه 1029 دستگاه دولتي اصلاً جواب ديوان را هم نداده‌اند!!

- در سال 83 بايد 34 ميليارد دلار از درآمدهاي نفتي توسط شركت ملي نفت ايران به خزانه واريز مي‌شد كه تنها 28 ميليارد دلار به خزانه واريز شده است و 6 ميليارد تخلف محسوب شده است و اگرچه اين تخلف در واقع گردش در حسابهاي مختلف وزارت نفت است و به مرور تصفيه مي‌شود اين تخلف در سال 86 به تدريج كاهش يافته و به 1 ميليارد دلار كاهش يافته است و 5 ميليارد دلار مستقيماً به خزانه‌ واريز شده است.

- در برنامه سوم توسعه قرار بود 56 ميليارد دلار از درآمدهاي ارزي استفاده شود در حالي که در سال 1381، اين رقم را به 77 ميليارد دلار تغيير دادند، چون ديدند اضافه برداشت كرده‌اند.

- دولت آقاي خاتمي تا پايان برنامه سوم توسعه 121 ميليارد دلار هزينه كرد كه بيش از دو برابر پيش‌بيني جدول اوليه برنامه سوم بود و جزئيات آن در نماگرهاي بانك مركزي وجود دارد.

 

.

.

.

شما هم ما را در تکمیل این پست یاری کنید...

 

نوشته شده توسط مهدی در ساعت 14 | لینک  |